ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
50
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
است كه طاق به هنگام ساختن مىريزد اما آنها مىگويند پشتكار آدم در اين است كه خسته و دلزده نشود بلكه كار ناموفق را باز تجديد كند و از سر گيرد . در همين مورد هم بود كه معمارى داستان مشهور منسوب به تيمور لنگ را برايم تعريف كرد . وى در جوانى همواره با ناكامى روبرو مىشد ، از عهدهء هيچ كارى برنمىآمد و نزديك بود كارش به نااميدى بكشد . روزى چشمش به مورچهاى افتاد كه چگونه دانهء سنگينى را بالا مىبرد ؛ نودونه بار دانه از چنگش فرو لغزيد اما هربار باز كار را از سر گرفت و سرانجام آن را به مقصد رساند . وى از كار مورچه سرمشق گرفت و جسارت يافت و باز به اقدام دست زد . ايرانيها بخصوص در سفتكارى تسلط دارند ؛ مىدانند كه آجرهاى بزرگ و كوچك با رنگهاى گوناگون را با زاويههاى مختلف چنان پهلوى هم بچينند كه دلانگيزترين طرحها و نقوش هندسى از آنها پديد بيايد . بخصوص در ساختمانهاى قديم اصفهان به اشكال سادهء بسيار زيبائى مىتوان برخورد كه بيننده را متحير مىكند . هرجا تعدد زوجات و مجزا نگاهداشتن زنان رواج داشته باشد ناگزير بايد طرز ساختمان رايج در آن با ممالكى كه در آنها فقط يك زن يا شوهر مىتوان اختيار كرد ، تفاوت داشته باشد . در اين نوع كشورها اصل مسلم اين است كه خانهها در مجاورت كوچهها فقط ديوارهاى برهنه و يكنواختى داشته باشند و در عوض تمام جلال و شكوه در داخل آنها ، در حياطها و باغها نمودار شود . هيچ پنجرهاى به كوچه باز نمىشود ؛ ديوار بلند خاكى رنگ كه در مجاورت باران شسته شده و تقريبا تمام خانهها با آن محصور مىشود بيشتر به منازل حالت تپه يا لانههاى عظيم پرستو را مىدهد تا خانهاى كه آدمى در آن مسكون باشد . دروازه خانه بيش از هفت پا ارتفاع ندارد ؛ در كه گلميخهاى آهنى بزرگ بر آن كوبيده شده همواره بسته است و فقط پس از به صدا درآمدن كوبه باز مىشود . بدوا انسان به دالانى وارد مىشود كه مقر قاپچى يا دربان است و از آنجا پا به حياط چهارگوش بيرونى مىگذارد ؛ زيرا هر منزلى به دو قسمت مجزا از هم تقسيم مىشود : در قسمت بيرونى ، كه محل سكونت خدمهء مرد خانه است ، از مرد غريب هم پذيرائى مىشود ؛ اما ، در ورودى حرم يا اندرون ، فقط به روى زنان ، مرد خانه و چند تن معدود از محارم باز مىشود . حياط عبارت از مستطيلى است كه در سه بر آن به فاصلهء دو پا از سطح زمين اتاقها و حجرههائى به چشم مىخورد . اتاقها همه از يكديگر مجزا هستند و به هم ارتباطى ندارند ، چنان كه فقط با عبور از حياط مىتوان به ديگرى رفت و به همين دليل در جلو هريك چند پلهاى براى بالا رفتن وجود دارد . اين اتاقها براى سكونت خدمه ، آشپزخانه ، آبدارخانه ، انبار و محل كشيدن قليان در نظر گرفته شده است . در برابر ورودى اصلى تالار قرار دارد كه مرد خانه از ميهمانان در